آزاد راه خرم زال یا پُل پادشاه/آرش حیدری

آزاد راه خرم زال یا پُل پادشاه/آرش حیدری

معمولاً هنگامی که در کشور طرحی آمادۀ بهره برداری می شود همۀ مرتبطین با آن طرح اعم از مجریان، بهره برداران، مسئولین دولتی و نهادی و به ویژه مردم ذوق زده و خوشحال برای قیچی فرد افتتاح کننده لحظه شماری می کنند تا نفعی که انتظار می رود محقق شود.

 

حال تصور کنید این طرح و پروژه آزاد راه خرم زال یا همان آزاد راه خرم آباد – اندیمشک باشد که قرار است آمار وحشتناک تصادفات و مرگ و میرهای ناشی از عبور رانندگان و مسافرین از جادۀ قدیمی و مرگبار را به حداقل برساند و در چرخۀ اقتصاد و گردش و گشایش کارهای مردم نقش اساسی را ایفا کند و برای ساختش نیز هزینه های هنگفت و وقت های گرانبهایی صرف شده باشد و حتی انسان هایی در این مسیر جان ارزشمند خود را از دست بدهند و مایه مباهات و غرور دولتمردانی شود که در این پروژه عظیم در دوران آنها آماده شده است تا خدایی ناکرده در اختیار مردم قرار گیرد.

 

اما زهی خیال باطل که نه تنها اینگونه نشده بلکه باعث رنجش و آزار مردم نیز گردیده است به نحوی که بیشتر رانندگان وسایل نقلیه اعم از سبک و سنگین به دلیل گرانی عوارض این جاده همان مسیر مرگبار را انتخاب می کنند و از رویت این آزاد راه که همچون پل شاه عباس صفوی عوارضی بس بدتر از گذرگاه مرگ دارد اجتناب می کنند و بدین ترتیب نه تنها حوادث و تصادفات کاهش نمی یابد و در وقت و سرمایۀ مملکت صرفه جویی نمی شود بلکه آنچه را که قرار بوده است مردم از آن بهره مند شوند وسیله کاسبی پیمانکار ناخن خشک یا مافیای حامی او گردیده است.

 

اصلاً هم قصد کوتاه آمدن یا پیاده شدن از خر مراد را ندارد و بی مهابا به سمت سرکیسه کردن پیش می تازد و از هر خودروی سواری دوازده هزار تومان و از هر وسیلۀ نقلیه سنگین مبلغ پنجاه هزار تومان دریافت می کند تا به عنوان گرانترین آزاد راه کشور لقب بگیرد و موجبات تکرر مردم را بیش از پیش فراهم آورد.

 

حال سوال اینست که آیا این قرارداد ننگین پیمان کاری و قرارداد تنباکوی کذایی روزی به پایان می رسد و آیا دولت جمهوری اسلامی از این موضوع اطلاع دارد و نمی تواند مانع این گردنه گیری و باج خواهی آشکار شود و یا باز هم عده ای در ماورای خط رأس این پیمانکاری مشغول تقسیم غنائم هستند و نیازی به عکس العمل از طرفشان احساس نمی شود.

 

بنابراین پیمانکار محترم به هر اندازه که مقبول طبع گرامیشان باشد فی کار را افزایش می دهد و برایشان اهمیت ندارد که بسیاری از رهگذران این جاده کسانی هستند که از طریق جابجایی بار و مسافر هزینه های هنگفت یک زندگی سراسر تورم و قرض را تامین می کنند و پرداخت این عوارض سنگین حتی از فروش کلیه هایشان هم دردناک تر است، البته ممکن است دغدغه های بنده و این رانندگان اولویت ذهنی دوستان مسئول نباشد اما به هر حال جهان ماندگار است و ما رفتنی به گیتی نماند بجز گفتنی….