اصطلاحات سیاسی (بخش سوم)

اصطلاحات سیاسی (بخش سوم)

مجید کیوانی– حزب Party در لغت به معناي فشردن و سخت شدن، گروه، دسته و طايفه آمده است. در سياست گروه يا دسته يا فرقهاي را گويند كه در امور اجتماعي نظرهاي مخصوص يك جمعيت يا يك طبقه را تعقيب نمايد. طبيعتاً جمعيتي با مشخصات فوق از حالت بي هويتي خارج شده به مرحلة داشتن هويت و شخصيت حقوقي پاي مي نهد. زيرا در حزب اعضاء يا اجزاء تبديل به كلي مي شوند با اهدافي واحد و شكل گرفته از تشكلشان.

 

حزب در اصطلاح عبارت است از گردهمایی پایدار گروهی از مردم كه دارای عقاید مشترك و تشكیلات منظم اند و با پشتیبانی یکدیگر برای به دست آوردن قدرت سیاسی از راه‌های قانونی تلاش می‌كنند؛ بنابراین چهار شرط اساسی برای حزب برشمرده شده است وجود تشكیلات پایدار مركزی، وجود شعبه‌هایی كه با مركز پیوند و ارتباط داشته باشند، پشتیبانی و عضوگیری ازمردم، كوشش برای دست یافتن به قدرت سیاسی.

 

به بيان ديگر حزب ارگاني است اجتماعي – سياسي يا مردمي كه داوطلبانه براي دستيابي به اهداف برخاسته از ايدئولوژي مشتركشان گرد هم آمده باشند. بنابراين چنين جمعيتي به مقتضاي طبيعت سياسيِ هر گونه تشكلي الزاماً بايد داراي سه ركن اساسي مرامنامه، اساسنامه و نظامنامه باشند.

 

مرامنامه از دو بخش تشكيل مي شود: نخستين خاستگاه ايدئولوژيكي جمعيت را بيان ميكند؛ و بخش دومِ مرامنامه، كه مي تواند ضمني هم باشد، روشنگر و توضيح دهندة اهداف حزب خواهد بود.
ركن دوم هر حزبي اساسنامه است كه در واقع مي توان بدان شبه قانون اساسي حزبي نيز گفت. اساسنامه شامل نكات اساسي مورد قبول حزب در رابطه با اجتماعي كه در آن شكل گرفته و براي رسيدن به اهداف حزب مراعات مي گردد، بود.

 

ركن سوم نظامنامه حزبي است كه اين ركن هم به مانند ركن اول به دو بخش، نظامنامة داخلي يا درون گروهي و نظامنامة خارجي يا برون گروهي تقسيم ميشود. قسمت اول ناظر بر اجراي مقررات و قواعد و اصولي است كه بايد از طرف اعضاء رعايت گردد.

 

بخش دوم مربوط به قواعد و مقررات در چهارچوب ارتباطات حزب با جامعهاي است كه در آن به وجود آمده مانند ارتباط با دولت و ساير احزاب و احتمالاً ايجاد رابطه با احزاب بيگانه در راستاي نظرات سياسي و ايدئولوژيكي جمعيتي كه شكل گرفته است. مانند احزاب كمونيست اروپا، و يا همچنين ارتباط جمعيت آنارشيستهاي قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم كه از كشورهاي مختلف بدليل ارتباط تنگاتنگي كه به لحاظ ارتباطات اجتماعي با يكديگر داشتند در سطح اروپا و آمريكا اعمال نظرهاي اجتماعي – سياسي مي كردند.

 

کارکردهای اصلی یک حزب
۱) سازمانی بازتاباننده‌ نیازها و خواسته‌های بنیادین یك لایه و یك طبقه‌ اجتماعی ۲) عنصری تعاملی بین حكومت، قدرت مستقر از یك‌سو و جامعه‌ مدنی و توده‌های مردم از سوی دیگر۳) بستری برای تعلیم و رشد افرادی تشكیلاتی و تحلیل‌گر جهت مدیریت كلان ۴) حضور یك هویت جمعی شناسنامه‌دار جهت تسهیل شناخت اجتماعی.

 

جناح Factio) ( مجموع گروه يا گروه هايي که با اهداف و ديدگاه هاي مشترک در کوتاه مدت و يا بلند مدت به منظور رقابت و کسب قدرت سياسي، در داخل يک حکومت يا حزب گرد هم مي آيند، بدون اين که داراي ماهيت رسمي و شخصيت حقوقي باشند. جناح را بخشي از يک واحد يا جريان سياسي دانسته اند، لذا براي نمونه به جناح حکومت، جناح حزب، جناح راست و چپ تعبير مي شود.

 

جناح تشکلي است که لزوما مداومت ندارد و بنا بر ضرورت و به مناسبت هايي (انتخابات مجلس يا رياست جمهوري و….) تشکيل مي شود. بر اين اساس جناح برخلاف حزب: ۱- داراي شعب مختلف در سراسر کشور نيست ۲- داراي شخصيت حقوقي نيستند.۳- از نظر قانوني در جايي ثبت نشده اند و عموما نمي خواهند رسميت حقوقي و قانوني پيدا کنند ۴- به سرعت يا به تدريج مي توانند به مرور زمان، مواضع خود را تغيير دهند و شناسايي خود را دچار مشکل کنند۵- عدم نهادينگي.

 

به طور كلى جناح‏بنديهاى سياسى در ايران مرزهاى مشخصى ندارد. گروه هاى موسوم به چپ و راست هيچ كدام راهبردها و ديدگاه‏هاى خود را از پيش و به طور شفّاف و تفصيلى در حوزه‏هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى ارائه نكرده‏اند.

 

همچنين ضعف نهادهاى مدنى و احزاب سياسى در هر دو جناح به دليل فقدان سابقه‏ى تشكّلهاى سياسى رسمى و سازمان يافته در ايران مشهود است. تشكّل‏ها غالبا با توجه به زمان خاص ايجاد مى‏گردند؛ و مواضع نيز بر حسب موقعيّت و بسته به فضا و شرايط مستحدث تغييرمى‏كند. لذا اغلب می ‏توان ترديد و تردّد و نوسان گروهها و افراد سياسى را بين چپ و راست كاملاً مشاهده كرد.

 

از آن جا كه بسيارى از انديشه‏ها و مواضعِ گروهها به طور موقّت و انفعالى طرح ريزى مى‏شوند نمى ‏توان به تداوم مواضع سياسى اطمينان داشت. به طور كلّى گذشته از آن چه گفته شد به نظر مى‏رسد اصطلاح چپ و راست همان گونه كه اشاره كرديم براى بيان تفاوتها و سلايق سياسى در ايران مبهم و نارساست، و در صورت كاربرد بايد به تفاوت عميق انديشه‏ها و جناح‏بنديهاى سياسى ميان ايران و غرب توجّه داشت.

 

ابهام و نارسايى اين دو اصطلاح تا حدّى است كه افراطى‏ترين گروه چپ‏رو در ايران را به لحاظ بعضى از اصول فكرى مى‏توان حتّى مشابه با محاظفه‏كاران و راست‏گراهاى غربى دانست. همچنين است در مورد راست‏گرايان. لذا در كاربرد اين اصطلاحات بايد به شرايط سياسى و اجتماعى ايران توجه داشت.

 

ائتلاف :احزاب، گروه‌ها یا دسته‌جات سیاسی که در یک کشور زمینه‌های مشترک ایدئولوژیکی نه چندان دور از یکدیگر دارند، برای بدست آوردن قدرت اداری –سیاسی جامعه به خصوص هنگام انتخابات پارلمانی، اختلاف صوری و سلیقه‌ای خود را کنار گذاشته با هم صاحب اهداف سیاسی – اداری یگانه‌‌ای می‌شوند که در این صورت اگر موفق به روی کار آوردن دولت جدیدی شوند، قدرت حکومتی را به نسبت آراء اعضای احزابشان بین خود تقسیم می‌کنند.

 

جبهه، سازمانی است که نمایندگان سیاسی طبقات و اقشار مردمی برای نیل به یک هدف مشترک در آن متحد می‌شوند و به خاطر منافع مشترکی که در برنامه جبهه منعکس می‌شود، تلاش می‌کنند، ممكن است چند حزب و گروه با هم جبهه‌ایی را تشكیل دهند.

 

تفاوت جبهه آن با حزب: جبهه شبیه ائتلاف گروه‌ها عمل می‌كند، بنابراین جبهه با حزب تفاوت دارد زیرا حزب از سازماندهی یک طبقه یا یک گروه اجتماعی تشکیل می‌شود و هدف آن مبارزه در راه تحقق آن اهداف و نیل به آن منافع است و جبهه از حزب عام تر و دایره شمول آن فراگیرتر است. البته گاهی احزاب كار جبهه را انجام می‌دهند و گاهی جبهه كار حزب و احزاب را، البته در ایران اسلامی مشخصه حزب و احزاب كمتر مشاهده می‌شود و گروه‌ها به صورت جبهه‌ای عمل می‌كنند تا فعالیت‌های حزبی.

 

ایدئولوژی اصلی اصلاحات در ایران رسیدن به یک جامعه مدنی و قانون‌مدار، دستیابی به مردم‌سالاری دینی، آزادی، عقل سالاری، دوری از تحجر و توجه ویژه به نیازها و مشکلات جوانان است. مهمترين ديدگاهها و مبانی فکری گروههای اصلاحات را مي توان در اين موارد برشمرد؛ محور قرار دادن اصلاح و تحول ، قانون گرايي ، شايسته سالاري ، افزايش تطبيق پذيري نظام يا خواست ها و اهداف و ائتلاف اصلاح‌طلبان ایران به بخشی از کارزار احزاب و گروه‌های وابسته به نظام سیاسی ایران برای انتخابات دوره هشتم مجلس گفته می‌شود که در پایان زمستان سال ۱۳۸۶ برگزار شد این ائتلاف از ۲۱ حزب و گروه تشکیل یافته بود و هدف اصلی آن بنا به گفته سخنگویانش، بازسازی اقتدار مجلس و مهار افراطی‌گری دولت بود.

 

اصول‌گرایان نامی است که محافظه‌کاران پس از انتخابات دور اول شوراهای شهر بر خود نهادند. مهم ترين ديدگاههاي جبهه اصولگرا عبارتند از : توجه ويژه به ارزشها و اصول اسلامي و انقلابي و محور قرار دادن آن در تصميم گيري ها، عدالت محوري و رفع محروميت ها وتبعيض ها و توزيع عادلانه منابع کشور و پايه ريزي اقتصاد عدالت محور ، خدمتگزاري بي منت و مهر ورزي و در عرصه سياست خارجي محور قرار دادن اصول و ارزشهاي انقلاب ،تامين منافع ملي و کوتاه نيامدن در برابر زيادي خواهي هاي قدرتهاي بزرگ و ائتلاف اصول گرایان شامل ۱۱ حزب یا تشکیلات می باشند.

 

 

منابع و مآخذ
– به نقل از سايت شبكه خبر دانشجوُSNN
– اصطلاحات سياسي، ناصر جمال زاده، انتشارات پارسايان، ۱۳۸۲، ص ۳۸
– ر.ک: فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بيات
– جناح هاي سياسي در ايران امروز، حجت مرتجي(صادق زيبا كلام)، ناشر، نقش نگار، ۱۳۷۷، تهران
– جناح بندي سياسي در ايران از دهه ۶۰ دوم خرداد ۷۶، سعيد برزين، نشر مركز، ۱۳۷۷، تهران
– اطلاعاتي درباره احزاب و گروه ها و جناح هاي سياسي در ايران امروز، عباس شادلو، نشر گستره، ۱۳۷۹، تهران
– جريان شناسي فرهنگي بعد از انقلاب اسلامي ايران(۱۳۸۰-۱۳۵۷) زير نظر سيد مصطفي ميرسليم، مركز بازشناسي اسلام و ايران، ناشر: انتشارات باز، ۱۳۸۴، تهران
– آرشيو مطبوعات، روزنامه ها و هفته نامه هاي، سلام، بيان، كيهان، صبح، شلمچه، عصر ما و … در سال هاي ۷۵-۷۴٫