خطر بازگشت بی طرف به وزارت نیرو/سامان فرجی بیرگانی

خطر بازگشت بی طرف به وزارت نیرو/سامان فرجی بیرگانی

بازگشت حبیب الله بی طرف به وزارت نیرو، نشانه عزم دولت روحانی بر انتقال رودهای کارون و دز به کویر مرکزی است.

شکی نیست که طرح های انتقال آب سرشاخه رودخانه های، کارون و دز ناقض حقوق شهروندی مردم پایین دست و  عامل نابودی اقتصاد و کشاورزی و دامداری و محیط زیست زاگرس و خوزستان است.

 

در دولت اصلاحات شعارهای اعطای حقوق قومی و منطقه ای و نگاه عادلانه به همه مناطق کشور که تبلور آن در شعار ایران برای همه ی ایرانیان نمود می یافت به جز خواب و خیالی خوش برای اصلاح طلبان خوش باور خوزستانی نبود طرح انتقال آب کارون به یزد در زمان خاتمی و معاونت محمدرضا عارف و وزارت نیروی حبیب الله بی طرف رقم خورد و بردن صنایع سنگین و آب بر فولادسازی به کویر مرکزی هم در دوره  وزارت اسحاق جهانگیری در صنایع و معادن بود،

 

این طرح ها نشان دهنده ی بخشی نگری، قومگرایی و شعار زدگی دولت اصلاحات و جفای آنها در حق مردم ۳ استان چهارمحال و بختیاری، خوزستان و لرستان بود، متاسفانه نمایندگان وقت خوزستان در مجلس که دو دهه هست قیم اصلاح طلبان خوزستانی هستند، نیز نقش تعیین کننده ای در تسهیل انتقال آب کارون به یزد و اصفهان ایفا کردند، همراهی محمد کیانوش راد ، کهرام و شدیدزاده نمایندگان وقت اهواز از حزب مشارکت موجب کلید خوردن پروژه های ویرانگری درخوزستان شد که همه تلاش سرمایه های سیاسی استان درسالهای پس از آن، نتوانست خسارات آن همراهی را جبران و آب رفته را به جوی بازگرداند.

 

تاسف بارتر آنکه اینبار نیز دولت روحانی با انتخاب مجدد حبیب الله بی طرف و تیم کویرنشینان در وزارت نیرو، دنباله روی خود ازسیاستهای ناعادلانه و قومگرایانه پروژه های انتقال آب به کویر مرکزی را به نمایش گذاشت،

 

انتخابی که بی شک تحت تاثیر لابی مافیای آب در کشور بوده و باز هم با عرض تاسف دامان سید محمدخاتمی نیز از اتهام فشار بر تحمیل مجدد بی طرف به وزارت نیرو مبرا نیست.

 

در دوران خاتمی سیاستهای انتقال آب کارون که یادگار دوران سازندگی بود توسعه یافت و باشتاب بیشتری دنبال شد. دولتمردانی همچون محمدرضا عارف معاون اول رییس جمهور، حبیب الله بی طرف و علی اکبر اولیاء از یزد، اسحاق جهانگیری وزیر صنایع و هاشمی رفسنجانی دبیرمجمع تشخیص از کرمان، زرگر و حاج رسولی ها (معاونین وقت وزارت نیرو) از اصفهان نقش تعیین کننده ای در شروع به کار همزمان چند طرح  بزرگ انتقال آب کارون به یزد و اصفهان ایفاء کردند.

 

اقداماتی که با انگیزه های منطقه ای و شخصی اجحافی بزرگ به چندمیلون ساکنان پایین دست کارون بود، حبیب الله بی طرف در مصاحبه مورخ ۲۸/۱۲/۹۱ با روزنامه آفتاب یزد، با افتخار جزئیات این اقدامات را تشریح می کند و به دستکاری، اسناد بالادستی نظام به منظور انتقال آب سرچشمه های دز و کارون به یزد اعتراف می کند.

 

وی به تفصیل شرح می دهد که چگونه با کمک علی اکبر اولیاء، طرح آمایش سرزمینی استان یزد را (که در آن تنها بر ظرفیت جهانگردی و صنایع دستی برای این استان تأکید شده بود) تغییر داد و برخلاف شرایط اقلیمی یزد را به عنوان قطب صنعت معرفی و با تحمیل هزینه های گزاف اجتماعی و مادی بر کشور و ویران کردن خوزستان، چهارمحال بختیاری و لرستان، آب سرچشمه کارون و خرسان و دز را به یزد منتقل می کند تا امکان ایجاد صنایع و کارخانه های پر مصرفی همچون فولاد و سرامیک سازی در یزد فراهم شود.

 

بیطرف در سخنان خود اذعان می کند که: به محض در دست گرفتن سکان وزارت نیرو در دولت اصلاحات در سال ۱۳۷۶، موضوع انتقال آب سرشاخه کارون به یزد را به عنوان یک دغدغه شخصی دنبال کردم. در واقع ماموریت اصلی آقای بیطرف در وزارت نیرو، همان انتقال آب به یزد بود که با حمایت همه جانبه محمد خاتمی این طرح به سرانجام رسید.

 

طرحی که مخالفت های فراوان مردم خوزستان و چهارمحال و بختیاری برای توقف آن راه به جایی نبرد، اما همچون آتشی در زیر خاکستر سرانجام در اسفند ماه ۹۱ بخشی از نمود اجتماعی خود را نشان داد و موجب اعتراض گسترده مردم اصفهان و انهدام خط لوله انتقال آب به یزد شد.

 

 اوج یکه تازی مافیای آب در کشور در دوره وزارت حبیب الله بی طرف رقم خورد، در این دوره جریان آبگیری سد کارون ۳ (که توسط علی زحمتکش مدیر یزدی شرکت آب و نیرو انجام شد)، پانزده هزار نفر از عشایر و روستاییان بختیاری در زاگرس مرکزی آواره شدند و دولت وقت اصلاحات هیچ تلاشی برای بازسازی وضعیت معیشتی مردم انجام نداد، همچنین سد ویرانگر گتوند علیا که باجانمایی اشتباه موجب شوری آب و نابودی رودخانه کارون و آوارگی صدهاتن عشایر و کشاورز بود در همین دوره آغازبه کار کرد.

 

ویرانی مناطق زاگرس مرکزی بر اثر سدسازی و اجرای طرح های انتقال آب از سرچشمه های رودهای کارون و دز، فرصتهای تولید ثروت و اشتغال در خوزستان، لرستان و چهارمحال و بختیاری را از میان برد، و به همان میزان در یزد و اردکان و مبارکه و کرمان و رفسنجان و… تولید صنایع، ثروت و اقتصاد کرد.

 

اکنون با به ثمر رسیدن تنها ۵۰ درصد از پروژه های آن دوران محیط زیست استانهای پایین دست رو به نابودی گذاشته و کوچ اجباری، فراگیر شدن فقر و پدیده ریزگردها و خشکی تالابها  بخشی از پیامدهای اجتماعی زیست محیطی این طرح ها در استانهای غربی است. با تکمیل زنجیره ی آن طرح ها ظرف یک دهه، مردم سه استان صاحب کارون و دز ناگزیر از مهاجرت و حاشیه نشینی و فقر در کنار شهرهای بهره مندی خواهند شد که با ثروت آنها آباد شده است.

 

انتظاری که ازنمایندگان مجلس سراسر کشور می رود آن است که اگر خوزستان را می خواهند جلوی ورود افراد سابقه داری همچون حبیب الله بی طرف که بادیدگاه تنگ نظرانه منطقه ای مسایل ملی را می بینند را به کابینه بگیرند.

 سامان فرجی بیرگانی