برجام از روی شکم سیری نبود!/ مرتضی آژند

برجام از روی شکم سیری نبود!/ مرتضی آژند

تصاویری از شادی مردم بعد از امضای برجام در بین خوشحالین وطنی خروج آمریکا از این توافق می چرخد و به ریش مردم با نیش و کنایه می خندند، خوشحالی وطنی ها از این خروج به مراتب بیشتر از دار و دسته ترامپ و هم پیمانان منطقه ای آن است و شاید اگر این شوق و شادمانی را ترامپ قبل از خروج از برجام می دید تامل بیشتری می کرد.

 

تصور این کِل زنان وطنی این است که بعد از روی کار آمدن حسن روحانی، او یک روز صبح از روی شکم سیری و گل و بلبل بودن اوضاع کشور برای پر کردن وقتش و شاید هم سرگرمی به کشورهای اتحادیه اروپا و ۱+۵ تماس می گیرد و آنها را به مذاکره برای بازی برجام دعوت می کند.

 

روحانی به این کشورها می گوید که کشورهایتان زیر فصل هفتم شورای امنیت قرار دارد و هر لحظه سایه جنگ شما را تهدید می کند، به آنها می گوید که اقتصاد کشورتان در بحث های تورم، اشتغال و سرمایه گذاری در چه وضعیتی است و دیگر کسی حاضر به خرید نفت تان با همین روش مبادله ای کالا به کالا و یا پرداخت پول آن به واحد کشورهای خریدار هم نیست و باید برای تغییر اوضاع کشورتان، به خاطر معیشت مردم و باز کردن درهای جهانی به روی خودتان میز مذاکره را انتخاب کنید.

 

آدم است دیگر حساب و کتاب می کند حتی اگر سران کشورهای جهان سومی و توسعه نیافته ۱+۵ باشند، حتما آنها بعد از شنیدن پیشنهادهای از سر لطف حسن روحانی به شرایط داخلی کشورهایشان و تاثیر تحریم ها بر اقتصادشان نگاه کردند و نیم نگاهی نیز به فسادهای مالی صورت گرفته عوامل اجراییشان در دور زدن تحریم انداخته و در نهایت پیشنهاد مذاکره ایران را پذیرفتند.

 

مذاکره های فشرده آغاز می شود و تیم وزارت خارجه دولت تدبیر یک تنه در مقابل این کشورها قرار می گیرد و از سر لطف به مردم این کشورها و سامان گرفتن اوضاع مملکت هایشان اجازه امضای سند برجام را می دهند، این تصاویر شادی مردم که امروزه دست به دست می شود هم به خاطر این بوده که مردم کشورمان خیال می کردند با امضای برجام هم نوعشان در کشورهای دیگر فرصت تغییر شرایط موجود و مراودات جهانی را به دست آوردند.

 

نه داستان این نیست؛ نه حسن روحانی مشتاق بود که دو سال از وقت دولتش را هزینه برجام کند، نه خوشحالی مردم به خاطر سامان گرفتن اوضاع کشورهای دیگر بوده است. روحانی در آن شرایطی که کشور را تحویل گرفت راهی به جز مذاکره نداشت و خوشحالی مردم هم از برجام به خاطر رهایی از شرایطی بود که چند سال در آن گرفتار بودند.

 

قانون است که در مذاکره همه امتیازات مثبت را یک طرف نمی گیرد بلکه امتیازهایی داده می شود و امتیازهایی گرفته می شود، بر همین اساس برای آنها فعالیت های هسته ای ایران محدود و نظارت پذیر شد و برای ما کشور از زیر فصل هفتم شورای امنیت خارج شد، روابط بین المللی کشور بهبود یافت و اوضاع اقتصادی کشور از آن وضعیتی که داشت سامان نسبی گرفت.

 

اگر هم نتایج برجام آنچنان که گفتند ملموس نبوده است به چند دلیل است، اول آنکه نباید از برجام انتظار معجزه را می داشتند و اوضاع کشور را در همه موارد به برجام ختم می کردند، برجام تنها قرار بود تحریم ها و سایه جنگ را بردارد نه اینکه همه نابسامانی های کشور را سامان دهد، دوم آنکه باید همه با هم صدایی دنبال استفاده حداکثری از برجام می رفتیم نه اینکه وزیر خارجه در حمایت یک چیز بگوید و صدا و سیما و دلواپسان صدایی مخالف و بلند تر از او در مخالفت با برجام نشان می دادند.

 

حالا هم ریش و قیچی دست خودمان است، می توانیم شعار دهیم که تحریم ها بر ما تاثیر گذار نیست و از احتمال برگشت همه جانبه تحریم ها خوشحال شویم‌، می توانیم در مجلس به جای تدبیر و راه حل پرچم آتش بزنیم و مرگ بر این و آن بفرستیم یا می توانیم بنشینیم و بیاندیشیم از همین شرایط بد چگونه می توانیم منافع مردم و کشور را تامین کرده و با دیپلماسی فعال تر کارها را جلو ببریم.