به ریشخند گرفتن شایسته سالاری/حسین ملک خدایی

به ریشخند گرفتن شایسته سالاری/حسین ملک خدایی

ما آسمان و زمین و آنچه بین آنهاست را بیهوده و عبث نیافریدیم، اینکه جهان هستی بیهوده و عبث آفریده شده است طرز تلقی کسانی است که حقایق را کتمان می کنند تا اینجا قرآن جهان بینی را مطرح می کند، صرفنظر از کسانی که اندیشه ماتریالیستی دارند و کسانی که از سم مهلک ایدئولوژی زدگی حکومتها جان به لب می شوند و از دین بیزار می گردند.

 

همه اعتقاد دارند که این جهان هستی به باطل آفریده نشده است و سرانجامی دارد اما این کتاب آسمانی به طرح جهان بینی به تنهایی بسنده نمی کند و بحث تجریدی و دور از ذهن نمی پردازد ، بلافاصله در آیه بعدی به روی زمین می آید و بحث را به متن واقعیات اجتماعی و شبکه ارتباطات اجتماعی می کشاند، یعنی جهان بینی را به چه باید کرد مرتبط می کند.

 

در آیه دوم به سبک یک سئوال انکاری می پرسد آیا کسانیکه هدفمندی، هماهنگی، نظم و جهتمندی جهان هستی را باور دارند و رفتارشان مبتنی بر نظم و ضابطه و قاعده است و خود را رام عقل و منطق کرده اند و کارشان همواره متقن و به صورت ماندگار به مردم نفع می رساند با کسانیکه کارشان و کردارشان برمبنای بی نظمی، بهم ریختگی، بی سامانی، اسراف منافع، ضایع کردن استعدادها، یأس باورمندان و بی حاصلی و سردرگمی مردم است آیا این دو گروه برابر هستند.

 

یعنی طبق آیات ذکر شده اگر این معادله را بین این دو گروه برقرار کنیم، جهان هستی را هیچ در هیچ فرض گرفته ایم و اگر جهان هستی را عبث و بی سرانجام بدانیم طبعا این معادله را خودبخود ایجاد کرده ایم اگر هدفی در کار خلقت نباشد چه فرقی است بین این دو تیپ اجتماعی.

 

واضح تر اینکه انسان ها در یک شبکه ارتباطی با هم زندگی می کنند و با هم دیگر تعامل دارند و این شبکه ارتباطی شامل نظامهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و قضایی است اگر در این نظام ها شرایط را طوری فراهم کنیم که حد و مرزها از بین برود و فضا شفاف نباشد و آنانکه شایسته اند و لیاقت دارند که کار ماندگار به نفع مردم انجام دهند با کسانیکه منابع را به هدر می دهند یکی بدانیم و بلکه افراد ضایع کننده منابع را بر افراد شایسته ترجیح دهیم، خلاف جهت و مسیر قانون هستی و ناموس خلقت که در این دو آیه آمده حرکت کرده ایم،

 

بنابراین با مطالعه در قوانین و نظامهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و سبک حکمرانی در جامعه می توان نوع نگرش آنها را به جهان هستی در واقعیت دریافت، طبعا هرچند جامعه در نظامهای ذکر شده براساس شایسته سالاری و برتری شایسته ها اداره شود آن جامعه و اداره آن جامعه بر یک نگاه معنی دار به جهان هستی بنا شده است.

 

این موضوع قابل بررسی علمی و تجربی است و می توان جوامعی را که به هر نسبت در مسیر هدفمندی جهان هستی حرکت کرده و می کنند با جوامعی که با زیرپاگذاشتن قانون برتری شایستگان و ترجیح دادن افراد ناشایست باعث اتلاف وقت، انرژی و ظرفیت و قابلیت های جامعه می شوند مطالعه علمی کرد، بنوعی پیشرفت، ترقی و رشد جوامع گویای نوع نگاه آنها در عمل به معنی دار بودن و هدفمندی جهان هستی است.

 

در آخر چنانچه به هدفمندی جهان هستی اعتراف کنیم و خود را دین دار قلمداد کنیم اما در عمل کارمان به سامان نباشد و بی نظمی و هرج و مرج و اتلاف منابع و ضعف و بیچارگی مردم حاصل آن باشد و شایسته ها در مسند امور نباشند این باور را به استهزا گرفته ایم.

 

منابع:
ـ قرآن کریم، سوره ص آیات ۲۷ و ۲۸
-وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ (۲۷(
-أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ (۲۸)
ـ کتاب هابیل بانی تمدن بشر مؤلف حسین ملک خدایی