سیاسی کاری در میراث فرهنگی/علی درویشی

سیاسی کاری در میراث فرهنگی/علی درویشی

محافظه کاری و سیاسی کاری منجر شده است که شاهد داستانی تلخ و غم انگیز در حوزه ی میراث فرهنگی شهرستان باشیم. داستانی که عامل اصلی آن بر اساس قومیگریست نه شایسته سالاری.

 

ملتی که تاریخ خود را انکار کند مجبور به تکرار آن است. میراث فرهنگی هر کشور، یکی از اساسی ترین ارکان تحکیم هویت، ایجاد خلاقیت و خودباوری ملی است. پژوهش در زمینه های مختلف آن موجب روشن شدن ابهامات تاریخی، شناخت ارزش های حاصل از حیات طولانی جامعه و تسری ارزش های اصیل نهفته در میراث فرهنگی ، به حیات امروزین جامعه می شود و بالقوه قادر به تعیین مرزهای فرهنگی جوامع بشری بوده و حداقل یکی از عوامل اصلی بازشناسی ملتها و کشورها از یکدیگر است.

 

اهمیت فوق العاده توجه به پژوهش-حفاظت-احیا و معرفی میراث فرهنگی در تبیین، تحکیم و اقتدار فرهنگی خودی، با توجه به گستردگی و تنوع کیفی و کمی موضوعات به نحوی است که پرداختن دقیق و در خور را از عهده دستگاه های اجرایی مکلف ،خارج ساخته و آن را وظیفه ملی و همگانی جلوه می دهد.

اگر میراث فرهنگی از نسل های پیشین به نسل حاضر منتقل شده است حاصل کار و اندیشه همه مردمانی است که در طول تاریخ در این سرزمین زیسته اند، بهره مندی فرهنگی از آن برای ساختن حال و حفاظت از آن به منظور انتقال آن به نسل آینده وظیفه و حق آحاد جامعه است.

 

چند وقتی است که شایعاتی حاکی از جابجایی و تغییر کادر مدیریتی اداره میراث فرهنگی شهرستان شوش نقل محافل میراثی گشته است. انتخاب و پس از آن تایید از فیلترینگ عالیجنابان بهارستانی از دیرباز آفتی بوده است که تا به امروز شخص ایده آل و خبره بر روی صندلی تکیه نزند.

 

چرا تغییردر مدیریت میراث فرهنگی باید یک عقب گرد ۱۰ ساله را در دستور کار خود داشته باشد؟ چرا رزومه و برنامه های کاندیداهای صندلی میراث فرهنگی بررسی و اعلام نمی گردد؟

محافظه کاری و سیاسی کاری منجر شده است که شاهد داستانی تلخ و غم انگیز در حوزه ی میراث فرهنگی شهرستان باشیم. داستانی که عامل اصلی آن بر اساس قومیگریست نه شایسته سالاری.

 

آیا ملاک انتصاب تخصص می باشد یا قومیت؟ یا اینکه وابستگی جناحی به نماینده یا دولت؟آیا فشار و پیشنهاد نماینده باعث این انتصاب است؟

 

شوربختانه محافظه کاری در مدیریت کلان (استان) و شهرستان کار را به جایی رسانده است که حفظ صندلی مهمتر از حفظ و شناساندن تاریخ و فرهنگ ایران باشد. سلایق و عدم همکاری و تعامل بین مسولین آسیب های جبران ناپذیری به تمدن جهانی و ملی وارد کرده است.

 

سالها رفتن مدیری با سابقه تاریک که به مدت یک دهه میراث را حیاط خلوت خود میدانست و امروز نیز به دنبال همان خیال میباشد ، آرزو بود و بی برنامگی مدیر حال حسرت ، حسرت زمانی که به مانند باد می گذرد و همان حفظ صندلی ها…

 

متاسفانه نه تنها از گذشته خود درس و عبرت نمیگیریم بلکه پس از اندک زمانی دوباره آنرا تکرار می کنیم، نگاه ما باید به گذشته و آینده باشد تا بتوانیم با حفظ ارزش های گذشته، حال و آینده خود را بسازیم نه اینکه هدف از آمدن بستن رزومه کاری برای پستی بالاترو تصفیه حساب باشد و امید به آینده ی شهر را به یاس و نابودی بکشانیم.

 

علی درویشی دبیر انجمن دوستدارن میراث فرهنگی شوش

 

Print Friendly, PDF & Email